خرید بک لینک
دیشب خواب دیدم که رفتم به یه خیابون که سه تا کتاب فروشی توشه.کتاب فروشی ها هم از این کتاب فروشی ها نبودن که یه مغازه باشه و بعد توی اون مغازه کتاب بفروشن.یعنی یه مغازه ی نقلی و کوچولو نبودن.چه طوری بگم.آهان.جلوی فروشنده ی کتاب ها یه میز بزرگ بود که روش پر کتاب بود.کتاب فروش ها هم توی پیاده رو ی خیابون بودن.خلاصه من توی خوابم دنبال کتاب "جین ایر (Jane Eyre)" می گشتم.توی اولین کتاب فروشی نبود.توی دومی هم نبود.دیگه داشتم ناامید می شدم که توی سومین کتاب فروشی پیداش کردم.ولی وقتی می خواستم بخرمش،مامان گرامی از خواب بیدارم کرد. نمی دونم چرا این خواب رو دیدم ولی فکر کنم به خاطر اینه که دیشب قبل از خوابیدن داشتم به این کتاب و موضوعش و این که چطور این موضوع به ذهن نویسنده ی کتاب رسیده فکر می کردم. چند روز دیگه تولدمه. :) دلم می خواد به عنوان کادو تولد کتاب جین ایر رو بگیرم.داستان راجع به یه دختر به نام جین ایر هست.نمی خوام این رمان رو دانلود کنم.دلم می خواد این رمان رو به صورت یه کتاب داشته باشم.یه کتاب که بتونم صفحه هاشو ورق بزنم.یه کتاب که روی جلد و صفحه هاش دست بکشم.کلا کتاب رو خیلی بیشتر از pdf دوست دارم. :) راستی نویسنده ی این کتاب،خانم "شارلوت برونته" هست.وقتی یه کتاب می خونم که نویسنده اش یه خانمه خیلی خوش حال می شم و ذوق می کنم.دعا کنین هر چی زودتر بتونم این کتاب رو پیدا کنم.

کتاب جین ایر

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

صفحه بندی